اخبار این روزها ...

*  دو هفته پیش شوهر خواهرم (بابای یاسمین) رگای قلبش گرفت و آنژیو شد و بعضی رگاشم با فنر باز شد.  الان خدا رو شکر حالشون خوبه.

*  آراد پسر داداش کوچیکه عفونت ریه گرفت و حدودا 5 روز بیمارستان بستری بود که اونم شکر خدا حالش خوب شد.

*  هفته پیش عقدکنون دختر خواهر بزرگم بود که اونم یه عقد ساده محضری بود. چون مادر شوهر خواهرم (مادر بزرگ عروس) تازه فوت شده بود و جشن نداشتن.

بعد از عقد اومدن خونه مامانم اینا و اونجا دور همی خوبی بود و خوش گذشت.

*  امید رنگ زدن خونه رو با رنگ "آکرولیک"  و به سلیقه خودمون شروع کرده. امروز رنگ اتاق خواب خودمون تموم شد. خیلی ناناز شده. یه دیوار زرد شاد و یه دیوارم سبز بهاری. سرویس خوابم قراره سفید بشه و روتختی و پرده اتاقم عوض شه. احتمالا سبز با طرحهای زرد.

با اینکه تجربه اولش تو رنگ کردن بود خیلی خوب تونست از پسش بر بیاد. رنگ بدست آوردنم که واقعا خوش میگذره. شدم عاشق این کار.

* هوای این روزای بندر دوباره گرم شده و دریغ از یه قطره بارون.

ولی خوبیش اینه که  بیرون میریم نیازی نیست بچه ها رو خیلی بپوشونیم. 

*  گواهینامه رانندگیم هم بعد از 10 سال اعتبارش تموم شده بود و کلی دوندگی داشت تعویضش که امروز تموم شد. سال 83 که موفق شدم گواهینامم رو بگیرم همش با خودم فکر می کردم که ده سال دیگه موقع تعویضش من دقیقا کجا هستم ؟  فکر نمیکردم به یه چشم هم زدنی بگذره.

اون موقع مجرد بودم و دو سال بود که تو اداره کار می کردم. اما الان متاهلم و با دو تا بچه ی دوست داشتنی که اداره هم دیگه کار نمی کنم.

 

 

/ 1 نظر / 60 بازدید
دخترپاييزي مهربان

موفق باشي.