تولد 6 ماهگی عسل مامانی و بابایی

دختر ناز مامان و بابا 6 ماهگی رو تموم کرد و وارد 7 ماهگی شد. الهی مامان فدات شه عروسکم. 

دیگه اینکه چون آوی 24 مهر دوباره یه کوچولو سرما خورده بود و دارو مصرف می کرد واکسنشو یک هفته بعد زدیم. خدا رو شکر اصلا اذیت نشد. آخه دخترم خیلی قویه.

و  خبر مهم تر اینکه من رفتم سر کار و متاسفانه 6 ماه مرخصیم به پایان رسید. آوینا رو صبحا میزارم پیش مامان جونش ( مامان باباییش) و ایشونم خیلی خوب ازش مراقبت می کنه. دیگه خیالم راحته . اما روزای اول خیلی واسم سخت بود . تحمل دوریشو نداشتم.  آخه تو این 6 ماه رویهم رفته همش 3 ساعت ازم دور بوده.

آوینا جونم :  ببخش از اینکه میرم سر کار و روزی 6 ساعت منو نمیبینی. اما عصرا که پیشتم سعی می کنم تا جایی که در توانم هست جبران کنم. باهات بازی می کنم. دالی دالی می کنیم. بغلت می کنم. بوست می کنم.  تاب تاب عباسی بازی می کنیم . کلی بازی های هوشی مناسب سنت واست خریدم. (حلقه هوش - مکعبای رنگی - مکعبای شکل دار - کتاب پارچه ای) شما هم که خیلی مشتاق با همشون بازی می کنی. وقتیم که قلقلکت میدم کلی می خندی. اونوقته که دوست دارم درسته قورتت بدم عزیزکم .

دیگه دیگه اینکه اوایل مهر اسباب کشی کردیم به خونه جدیدمون. عکسای آتاق آوی رو تو پست بعد میزارم.

4 مهر 90 : اولین بار پاهاشو برد سمت دهنش. (وای که چقدر منتظر این صحنه بودم)

22 مهر 90 : شروع اولین غذای کمکی (فرنی که با شیر خودم درستش کردم)

وزن : 7430

قد : 9/68

دور سر : 5/42 

 راستی خاله جونت (مامان پردیس) همون که عکاسه قول داده هرماه 2 تا عکس خوشکل و باکیفیت واست درست کنه .

 

خوردن اولین غذای کمکی : (از خوشحالی به قاشقش روبان زدیم)

شکار لحظه ها :

/ 12 نظر / 128 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد پورغلامی

سلام با مطلبی درباره حرکت غیر ورزشی بازی فوتبلیست ها آپم بیا و نظر بده منتظرم محمد پورغلامی Hello It is a story about the non-sports games Fvtblyst Pm me to come and wait mohammad porgholami

غزل

عزیزم چه لذتی داره نی نی داشتن

نوشین مامان هستی

ای جانم قربونش برم منننننننننن[بغل] عکس آخر خیلی جالب بود،عشق پدر و دختر[لبخند]

تینا بیدی

نیم سالگیش مبارک. درکت می کنم ترانه جون واسه ما مامانا بیشتر از این کوچولوها سخت می گذره لحظات دوریمون. ولی جای شکرش باقیه که مادر بزرگ خوبش هست و ازش مراقبت می کنه. همه عکساش ماه شدن و از دیدن تک تکشون لذت بردم

افسون

وای موش بخوره این خانوم خوشگله رو.6 ماهگیش هم مبارک باشه

سارا و سالار

الهــــــــــــــــــــــــــــی...اون شکار لحظه ها که خدا بود[چشمک] همه ی عکسا عالـــــــــــــــــــــــــی...ترانه جونم تند تند بنویس دیگه.خونه جدیدم مبارررررررررررررررک...ما منتظر عکسیماااااااااااااااااااا[بغل]

ستایش

مبارکه رفتن به خونه جدیدددددد. جونم دخمل 6 ماهههههههههه:)

یلدا

جااااااااااان..چه تپلی شده ماشالا...بترکه چشم حسوداش...[قلب]

بهناز

ای جانم..چه عکسهای ماهیییییییییییییی ماشالله

غزل

سلام عزیزم مثل همیشه خیلی خیلی ناناززز بودش ایشالله همبشه شاد باشی