نويسندگان
لینک دوستان

سلام سلام. امسال سیزده بدر خیلی خوش گذشت ولی جای امید خیلی خیلی خالی بود. آخه سر کار بودند.

Free Photo Sharing by ThumbSnap

من و خواهر کوچیکم با یکی دیگه از خواهرام (مامان پردیس) با خونواده عمه اینا رفتیم سیزده بدر. البته این خواهرم (مامان پردیس) عروس عمم هم میشه.

5شنبه شب رفتیم آبگر*م گن*و . شب رو اونجا موندیم . خیلی شلوغ بود ولی خیلی خوش گذشت. تا 2 صبح بیدار بودیم. شب هم پسر عمم برنامه آتیش بازی راه انداخت که خلی خوشکل بود. 

 IMG21

صبح هم بیدار شدیم. صبحانه خوردیم و حرکت کردیم به سمت رود*ان. رفتیم باغ یکی از دوست های دختر عمم . باغ خیلی زیبایی بود. ظهر رو اونجا موندیم و ناهار رو خوردیم و عصری هم حرکت به سمت بندر. 45 کیلومتری بندر رفتیم تو فرعی و اونجا هم سیب زمینی کباب کردیم که خیلی چسبید. بعدشم داماد عمه واسمون ذرت مکزیکی درست کرد که خیلی خوشمزه شده بود.

 IMG21

** 7سین خیلی بزرگ که شهرداری لب دریا چیده بود. 

Free Photo Sharing by ThumbSnap

Free Photo Sharing by ThumbSnap

Free Photo Sharing by ThumbSnap

Free Photo Sharing by ThumbSnap

[ شنبه ۱٤ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ٩:٠٠ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]
درباره وبلاگ

من و امید (همسر عزیزم) پیمان عشقمونو 20 مرداد ماه 85 بستیم و زندگی مشترکمونو از 22 اسفند 86 آغاز کردیم. دختر بزرگمون آوینا خانوم در تاریخ 24/01/90 پا به این دنیای زیبا گذاشت و ما را غرق در شادی کرد. دختر کوچیکمون ملینای نازنازی در تاریخ 24/10/92 به دنیا اومد و جمع 4 نفره ما رو کامل کرد.
موضوعات وب
 
امکانات وب

کد آهنگ در موزیک رضا


دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
مدل لباس