نويسندگان
لینک دوستان

سلام دوستان.  حال و احوال؟؟؟؟؟؟؟

یه مدتی نبودم. روزامون هم خدا رو شکر مثل همیشه تکراری و شاد داره میگذره.

یه هفتست که امتحاناتمون تموم شده ولی هیچ کدوم از نمره هامونو اعلام نکردن فقط یه دونه. اونم آیین زندگی که شدم ۵/١٩ .

پنجشنبه شب تنها بودم و حدودای ساعت ١٢ شب بود که یه باد نسبتاً شدیدی اومد و تمام شیشه های خونمون داشت تکون می خورد . وای منم از ترس داشتم سکته میکردم. خواستم برم خونه مامان اینا. زنگ زدم آژانس . ماشین نداشت. همچنان گریه کنان زنگ زدم به امید و اونم برای اینکه منو خوشجال کنه میگه آره اونجا هم همین طوره . آخه کاری هم از دستش بر نمی یومد . آخرش حدودای ١ شب بود که زنگ زدم به مامان.  ماشین رو روشن کردم و رفتم خونه مامان اینا. وای تو خیابون نزدیک خونشون یه سگ دیدم اندازه شیر جنگل. خیلی بزرگ بود و یه دم پرپری بزرگ داشت. با اینکه شیشه ها بالا بود و در قفل بود ولی تمام بدنم داشت می لرزید. خلاصه رسیدم خونشون و مامان دم در منتظرم ایستاده بود.

دیگه اینکه امید هم دیروز صبح از سر کار اومد . این دفعه من امید رو غافلگیر کردم و طی یک اقدام جسورانه صبح زود به همکارم اس زدم که حالم خوب نیست و نمیام.   عوضش خواستم واسه امید کدبانوگری کنم. یه ٢ ساعتی خوابیدم بعدش پا شدم . هوس ماهی شکم پر کرده بودم . موادشو  و خود ماهی رو از  فریزر در آوردم تا از حالت فریز در بیان. یه صبحانه ای خوردم. بعد نشستم به خوندن کتاب " ارا*به های * خدا*یان". واقعا کتاب جالبیه. حدوداً ساعت ١٠ بود که امید در رو وا کرد و شوکه شد و از خوشحالی در پوست خود نمیگنجید.

دیروز عصر هم رفتیم خونه مامان امید. یه ١ ساعتی موندیم و با مبین (خواهرزاده امید) بازی کردیم بعدشم رفتیم خونه مامان خودم. خواهرم عکسای آتلیه ای عروسیمون رو آماده کرده بود و منم رفتم که نظر بدم. می بینین بعد از ٢ سال داره عکسام آماده میشه. خواهر آدم عکاس باشه همین میشه دیگه. عوضش عکسای توپی درست کرده بود. دستت درد نکنه عزیزم.

امروز ظهر هم مامان امید گفته که واسه ناهار بریم خونشون. ولی الان بهم خبر دادن که امروز رو باید تا ۶ اداره بمونیم.  تلافی دیروز نیومدنمه دیگه.

اینم از آشپزی اینجانب :

(البته رنگ دسرم تکراریه به این دلیل که قالب جدید گرفته بودم و می خواستم امتحانش کنم)  

بعداً نوشت :

1- سه تا از نمره هامونو دیروز اعلام کردن. شبکه : 20 ، زبان : 18 ، وب : 19

2- اینم طرز تهیه دسر به درخواست دوستان گرامی :

ابتدا 2 عدد کرم کارامل با طمع مختلف می گیریم. من هر کدوم رو دو قسمت کردم و هر قسمت رو با دو سوم لیوان شیر روی حرارت میزاریم و هم میزنیم تا جوش بیاد. بعد خاموش می کنیم و تو فالبمون که از قبل شستیم و تو یخچال گذاشتیم ، میریزیم. 1 ساعت میزاریم تو یخچال. همین طور رنگ بعد رو روش میریزیم . بازم 1 ساعت میزاریم تو یخچال . بعد که همشونو درست کردین و حسابی خودشو گرفت از یخچال در میاری و و تو یه کاسه آب ولرم میریزی و چند ثانیه اونو قرار میدی و بعد در ظرف مورد نظر برمیگردونی. من تو 4 مرحله درستش کردم چون تست بود . ولی اگه 8 ردیف باشه قشنگتر میشه.

3- یلدا جون قالبم سیلیکونیه ولی اون عکس پایینیه فلزیه.

[ یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ ] [ ٦:۱۸ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]
درباره وبلاگ

من و امید (همسر عزیزم) پیمان عشقمونو 20 مرداد ماه 85 بستیم و زندگی مشترکمونو از 22 اسفند 86 آغاز کردیم. دختر بزرگمون آوینا خانوم در تاریخ 24/01/90 پا به این دنیای زیبا گذاشت و ما را غرق در شادی کرد. دختر کوچیکمون ملینای نازنازی در تاریخ 24/10/92 به دنیا اومد و جمع 4 نفره ما رو کامل کرد.
موضوعات وب
 
امکانات وب

کد آهنگ در موزیک رضا


دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
مدل لباس