نويسندگان
لینک دوستان

سلام سلام Hello. امیدوارم حالتون خوب باشه و  این چند روز تعطیلی حسابی بهتون خوش گذشته باشه.

از این چند روزه براتون بگم :

1- اول اینکه پنج شنبه عصر که امید جان از سر کار اومد اول استراحت کرد بعدش رفتیم سینما سانس 30/10 شب.Yah سینما خیلی خلوت بود . رویهم رفته حدود ١۵ نفر بیشتر تو سالن سینما نبودند. ولی فیلم خیلی به دلم نشست. چون از این آدم وراجای بی فرهنگ پشت سرمون نبودند. فیلم محا*کمه در خیا*بان رو دیدیم با بازی پو*لاد کیم*یایی که واقعا خوب بازی می کرد. فیلمش بد نبود . اینم عکسش :

 

Image Hosting by PictureTrail.com

2- جمعه ظهر هم رفتیم خونه خاله امید که مراسم ختم قران داشتند و ما هم رفتیم برای صرف ناهار که قورمه سبزی داشتندچشمک و حسابی خوشمزه شده بود. عصری هم من و امید حوصلمون سر رفته بود و تو خیابونا می پلکیدیم که یهو به ذهنم خطور کرد بریم خونه خواهرم اینا (مامان یاسمین) . آخه خونشون از این خونه های کنار دریاست و ساحل و آلاچیق های زیبایی داره. زنگ زدیم و گفتن بفرمایین . ما هم پررو رفتیم دنبال اون یکی خواهرم (مامان پردیس) و رفتیم خونشون. شب که شد رفتیم زیر آلاچیق. شام خوردیم و  کلی خندیدیم.  

3- شنبه رو هم اینجانب مرخصی گرفته بودم که در اختیار خانواده باشم. خندهصبح ساعت 10 از خواب پا شدیم و صبحانه خوردیم و امید هم رفت دنبال یه سری کارها و خرید. چقدر خوبه آدم خونه دار باشه و شوهرش صبح بره سر کار و ظهر وقتی برمیگرده بوی غذای داغ و تازه خونه رو پر کنه. خلاصه من همچین حسی داشتم و کلا حسرت خانومای خونه دار رو خوردم.girl_cray2.gif در این راستا بنده افتادم به جون خونه و کل خونه رو جارو زدم و تی کشیدم و همه جا رو هم گردگیری کردم بعدم رفتم تو آشپزخونه و برای ظهر واسه امید جونم قلیه ماهی پختمSmiley from millan.net و وقتی امید اومد تمام کارا انجام شده بود و امید هم حسابی کیف کرد از اینکه خانومش برای یک روز یه زن خونه دار شده. (راستی امید هم کلی از دستپختم تعریف کرد) .

 امید 2 تا بلیط  کنسرت خوانند*ه های جنو*ب کشور رو هم گرفته بود و بعد از خوردن غذا و بعد شستن ظرفها استراحت کردیم و بعدشم رفتیم برای دیدن کنسرت. 6 تا از خواننده های مطرح استان هر کدوم 3 تا اهنگ برامون خوندند و سنگ تموم گذاشتن. واقعا روحیمون عوض شد. Yah

Image Hosting by PictureTrail.com

4- یکشنبه هم که عید بود و ما هیچ جا نرفتیم . عشقم هم صبح زود پا شده بود و صبحونه رو آماده کرده بودgive_heart.gif و منو برای صرف صبحونه بیدار کرد. (مرسی عزیزم).In Love 

باز برای امید خونه داری کردم و ظهر هم براش خوارک میگو درست کردم. عصر هم امید رفت محل کارش . امیدوارم همیشه خدا نگهدارش باشه.بای بای

[ دوشنبه ۱٦ آذر ۱۳۸۸ ] [ ٦:٠٩ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]
درباره وبلاگ

من و امید (همسر عزیزم) پیمان عشقمونو 20 مرداد ماه 85 بستیم و زندگی مشترکمونو از 22 اسفند 86 آغاز کردیم. دختر بزرگمون آوینا خانوم در تاریخ 24/01/90 پا به این دنیای زیبا گذاشت و ما را غرق در شادی کرد. دختر کوچیکمون ملینای نازنازی در تاریخ 24/10/92 به دنیا اومد و جمع 4 نفره ما رو کامل کرد.
موضوعات وب
 
امکانات وب

کد آهنگ در موزیک رضا


دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
مدل لباس