نويسندگان
لینک دوستان

سلام دوستان. حال و احوال که خوبه؟ از این چند روزه براتون بگم :

١- جمعه خونوادگی رفتیم هماگ. حدودا ١٨ نفر میشدیم. آی کیف داد. هوا هم خنککککککککک. یه جای دنج و خلوت و یه رودخونه آروم هم از کنارش رد میشد.. خلاصه کلی کیفور شدیم. و کلی کباب زدیم به بدن و گفتیم و خندیدیم. راستی امید جان هم برامون نون محلی پخت. با مهیاوه (نوعی چاشنی محلی) و تخم مرغ زدیم به بدن.  دستت درد نکنه امید. همه کلی سورپرایز شدن از دستپختت و من هم کلی بهت افتخار می کنم.

٢- چند روزه با دوستم فرشته داریم میریم پارک بانوان .دیگه این طلسم شکسته شد و منم در راستای رو فرم اومدن هیکلم کلی دارم تلاش می کنم. حدودا روزی  ١۵ تا , دور پارک می زنیم. البته همش ۵ کیلو اضافه وزن دارما. دیشب هم نیم ساعت دوچرخه سواری کردم. اولش می ترسیدم یادم رفته باشه. چون یه ١۵ سالی میشد که دوچرخه سواری نکرده بودم ولی خیلی راحت از پسش براومدم.

٣- فهیمه جان (خاطرات من) هم دماغش رو عمل کرده. هفته آینده میاد اداره. دوستاش می گفتن ماشالله خیلی خوشکل شده. البته دماغش قبلنا هم خوشکل بود ولی حالا خوشکلتر شده.

۴- و خبر آخر اینکه فردا امید از سر کار میاد. حوراااااااااااااااااااااااااا...

Image Hosting by PictureTrail.com

[ چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]
درباره وبلاگ

من و امید (همسر عزیزم) پیمان عشقمونو 20 مرداد ماه 85 بستیم و زندگی مشترکمونو از 22 اسفند 86 آغاز کردیم. دختر بزرگمون آوینا خانوم در تاریخ 24/01/90 پا به این دنیای زیبا گذاشت و ما را غرق در شادی کرد. دختر کوچیکمون ملینای نازنازی در تاریخ 24/10/92 به دنیا اومد و جمع 4 نفره ما رو کامل کرد.
موضوعات وب
 
امکانات وب

کد آهنگ در موزیک رضا


دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
مدل لباس