نويسندگان
لینک دوستان

الان یه خانم سرماخورده داره واستون مینویسه که دو تا بچه ی مریض هم تو دستشه. هر سه مون سرما خوردیم. 

دیروز اوینا رو بردم کلاس بعدش هر سه مون رفتیم پیش دکتر و معاینه شدیم. کلی هم دارو واسمون نوشتن. داروها رو گرفتیم و اومدیم خونه. 

الان خدا روح شکر بهتریم. 

جمعه شبم رفتیم شهر محل کار امید و چون امید کلاس داشت دو روز اونجا موندیم و پریشب برگشتیم. خوبیش اینه که اونجا ناهار و شام واسمون میارن و بنده خیلی بهم خوش میگذره. آخه دیگه که آشپزی نمیکنم .

دیگه اینکه چهارشنبه هفته پیش با دو تا از همکارام و خواهرم و داداشم و دوست داداشم متاهلی رفتیم محتمع تفریحی «بادگیران» که تازه افتتاح شده. غذاهاش خیلی خوشمزه بود و به من یکی از بس شکموام خیلی چسبید. بعدشم موسیقی زنده داشتن. خوانندهه داداشمو شناخت و همونجا هم کلی ازش تعریف کرد و  ازش خواست که چند قطعه پیانو واسه مهمونا بنوازه. داداشمم  با کمال میل پذیرفت.

 

[ سه‌شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ۳:٥٩ ‎ب.ظ ] [ مامان آوینا ]
درباره وبلاگ

من و امید (همسر عزیزم) پیمان عشقمونو 20 مرداد ماه 85 بستیم و زندگی مشترکمونو از 22 اسفند 86 آغاز کردیم. دختر بزرگمون آوینا خانوم در تاریخ 24/01/90 پا به این دنیای زیبا گذاشت و ما را غرق در شادی کرد. دختر کوچیکمون ملینای نازنازی در تاریخ 24/10/92 به دنیا اومد و جمع 4 نفره ما رو کامل کرد.
موضوعات وب
 
امکانات وب

کد آهنگ در موزیک رضا


دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
مدل لباس