نويسندگان
لینک دوستان

تولد رنگین کمونیه آویناخانومم خدا رو شکر بخوبی و خوشی برگزار شد. کلی رقصیدیم. بچه ها هم حسابی سرگرم بودند با هم.

عکساشم تو وبلاگشه.

این چند وقت حسابی اکتیو شدم و از تو خونه نشستن بدم میاد. این دو تا وروجکو میزارم تو ماشینو این ور و اون ور میرم. 

آوینا رو پارک میبرم. خونه فک و فامیل و دوستام میرم. کافی شاپ میرم.و ...

امروزم اآوینا رو بردمش خونه ژیمناستیک و ثبت نامش کردم. از سن 4 سال به بالا بود ولی دیدنش و قبولش کردن. چون جلسه اول بود مربیش آزادش گذاشت که زده نشه یوقت. فقط با محیط اشنا شد و با بجه ها بازی کرد. 

بعدشم گفتیم کجا بریم؟؟؟ زنگ زدم دخترعمم جواب نداد. به زن داداش دومیم زنگ زدم گفتش بیا خونه ام. خلاصه رفتیم و آوینا هم با  برادرزادم دانیال حسابی بازی کرد. وسط بازی دامن لباس ژیمناستیکشو با قیچی پاره کرده بود.

****************

راستی الان خیلی خیلی خوشحالم. چون فردا صبح امید میاد خونه. هوراااااااااااا

[ دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ مامان آوینا ]
درباره وبلاگ

من و امید (همسر عزیزم) پیمان عشقمونو 20 مرداد ماه 85 بستیم و زندگی مشترکمونو از 22 اسفند 86 آغاز کردیم. دختر بزرگمون آوینا خانوم در تاریخ 24/01/90 پا به این دنیای زیبا گذاشت و ما را غرق در شادی کرد. دختر کوچیکمون ملینای نازنازی در تاریخ 24/10/92 به دنیا اومد و جمع 4 نفره ما رو کامل کرد.
موضوعات وب
 
امکانات وب

کد آهنگ در موزیک رضا


دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
مدل لباس