نويسندگان
لینک دوستان

 امروز هوا کمی تا قسمتی ابریست و دریا کمی مواج. ما دلمون خوش بود که امروز بارون میاد. فکر کنم بارون چهار روز پیش اولین و اخرین بارون امسال بود (وای خدا نکنه).

خلاصه ما امروز خیر سرمون نوبت دندونپزشکی داشتیم. از اداره 1 ساعت مرخصی ساعتی گرفتم. و به امید گفتم 9:15 بیا دنبالم. این اقا امید خوش قول ما هم بیچاره وقتی رفتم ربع ساعت بود که منتظرم ایستاده بود. ما هم با عجله رفتیم درمانگاه (صنعت نفت). رفتیم قسمت دندونپزشکی هیچکی نبود . رفتیم اتاق منشی در زدیم . در رو باز نکردند و صدای یه موزیک خارجی باحال از اتاق می یومد بیرون. به امید گفتم فکر کنم................. . امید هم گفت همش داری تو افکار منفی سیر می کنی. البته این چیزا رو از خوش یاد گرفتما. خلاصه رفتیم پایین جریان رو پیگیر شدیم گفتن دکترمون رفته و دنبال دکتر جدید هستیم. منم اعتراض کنان که چرا به بیماراتون جلوتر اطلاع نمی دین که نوبتا cancel شده (البته این نوع اعتراض رو از خواهرم ، مامان پردیس یاد گرفتم). بعدشم رفتیم کتابفروشی استاد که کتاب زبان انگلیسی عمومی رو بخریم. اتفاقا مریم جون با مامی جونش رو هم اونجا دیدیم. بعدشم با اجازتون یه شیرموز بستنی مشت با پیراشکی زدیم به بدن و دوباره اومدیم اداره.

 

[ دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٧ ] [ ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]
درباره وبلاگ

من و امید (همسر عزیزم) پیمان عشقمونو 20 مرداد ماه 85 بستیم و زندگی مشترکمونو از 22 اسفند 86 آغاز کردیم. دختر بزرگمون آوینا خانوم در تاریخ 24/01/90 پا به این دنیای زیبا گذاشت و ما را غرق در شادی کرد. دختر کوچیکمون ملینای نازنازی در تاریخ 24/10/92 به دنیا اومد و جمع 4 نفره ما رو کامل کرد.
موضوعات وب
 
امکانات وب

کد آهنگ در موزیک رضا


دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
مدل لباس