نويسندگان
لینک دوستان

پنج شنبه صبح امید از سر کار اومد.

عصرش با برنامه ریزی قبلی من و امید و آوینا به اتفاق خواهرم  اینا (مامان پردیس) و داداش کوچیکه و خانومش و چند تا از همکارا رفتیم آبگرم گنو.

جاتون خالی حسابی بهمون خوش گذشت. 

هوا هم که خیلی خوب بود.

کلی خوردنی هم نوش جان کردم. این روزا شیکمم انگار سوراخه. هر چقدر میخورم بازم گرسنمه.

جمعه عصرم حوصلمون سر رفته بود، گفتیم یه سر بریم خونه مامان امید .

سر راهمون چند تا سیسمونی باز بود که بازم خرید کردم واسه دخملی.

وقتی فکر می کنم که یه نی نی چند وقت دیگه میاد تو بغلم یه لبخند و یه حس خیلی خیلی خوب و دلنشین بهم دست میده.

خدایا بابت تمام نعمتهایی که بهم دادی ازت ممنونم.

[ یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ] [ مامان آوینا ]
درباره وبلاگ

من و امید (همسر عزیزم) پیمان عشقمونو 20 مرداد ماه 85 بستیم و زندگی مشترکمونو از 22 اسفند 86 آغاز کردیم. دختر بزرگمون آوینا خانوم در تاریخ 24/01/90 پا به این دنیای زیبا گذاشت و ما را غرق در شادی کرد. دختر کوچیکمون ملینای نازنازی در تاریخ 24/10/92 به دنیا اومد و جمع 4 نفره ما رو کامل کرد.
موضوعات وب
 
امکانات وب

کد آهنگ در موزیک رضا


دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
مدل لباس