نويسندگان
لینک دوستان

یوقتایی دلم پر میکشه واسه سالهای 87 تا 89. روزهایی که تازه ازدواج کرده بودیم و بچه نداشتیم.

خونمون همیشه تمیز و مرتب بود. همه چیز سر جاش بود.

استراحت کافی داشتم.

 روزهای تعطیل و جمعه تا لنگ ظهر می خوابیدم .

هر کار و سرگرمی رو که دلم می خواست انجام می دادم.

حتی واسه خودم جشن تولد بزرگ گرفتم.

غذا و دسر مورد علاقمو درست میکردم.

خوب آرایش می کردم.

مهمون دعوت می کردم. به مهمونی میرفتم.

دوستای صمیمیم میومدن خونمون و شب همونجا می موندن تا روز بعد.

پارک میرفتم .پیاده روی میکردم.

سینما  میرفتم .

بازار می رفتم و با خیال راحت خرید میکردم.

مسافرت می رفتم و .....

.

.

.

ولی وقتی به چشمای آوینا با عشق نگاه میکنم همه چیز از یادم میره و یک لحظه هم

حاضر نیستم به اون روزا برگردم.

روزایی که آوینا نبود رو من چی جور زندگی میکردم ؟؟؟؟؟؟؟

آوینا همه زندگی منه.

دوسش دارم خیلی خیلی خیلی زیادددددددددددددددد. ماچ

[ سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٧:٤۱ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]
درباره وبلاگ

من و امید (همسر عزیزم) پیمان عشقمونو 20 مرداد ماه 85 بستیم و زندگی مشترکمونو از 22 اسفند 86 آغاز کردیم. دختر بزرگمون آوینا خانوم در تاریخ 24/01/90 پا به این دنیای زیبا گذاشت و ما را غرق در شادی کرد. دختر کوچیکمون ملینای نازنازی در تاریخ 24/10/92 به دنیا اومد و جمع 4 نفره ما رو کامل کرد.
موضوعات وب
 
امکانات وب

کد آهنگ در موزیک رضا


دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
مدل لباس