نويسندگان
لینک دوستان

هفته گذشته هفته خیلی خوبی بود. چون امید همش پیشمون بود. 

چهارشنبه شب به اتفاق خواهرم اینا (مامان پردیس) و داداشم اینا رفتیم خونه خواهرم (مامان یاسمین). همون که تو شهرکشون دریا دارن. 

بعد از خوردن یه شام سبک و تنقلات با بچه ها رفتیم ساحل. آوی هم با پردیس و یاسمین کلی خاک بازی کرد.

بعدش نشستیم به حرف زدن تو آلاچیق تا آوینا تو بغلم خوابش ببره و منم با خیال راحت برم تو آب. حالا مگه خانومی خوابش میومد. 

خلاصه گفتیم خواهرم رو ببریم خونشون شاید تو ماشین خوابش ببره و این جوری شد که خوشکل خانوم ما تا ساعت 2 شب بعد از مقاومت زیاد تو ماشین خوابش برد.

امید نشست پیش آوی. من و داداش و زنداداشم رفتیم تو آب. جاتون خالی حسابی آب بازی کردیم.

بعدشم دادشم اینا رو رسوندیم خونشون و رفتیم خونه خودمون. وقتی رسیدیم خونه ساعت 5 صبح بود.

پنج شنبه رو خونه بودیم. ناهار قلیه ماهی پختم. عصرش رفتیم بازار. 

واسه آوینا یه جوراب شلواری مشکی خریدم واسه لباس تولدش.

اصلا اینجا جوراب شلواری مشکی و جنس خوب گیر نمیاد. اینو هم بعد از کلی گشتن پیدا کردیم. خلاصه کارت عابربانکم دستش بود که خودش بده به فروشنده. موقع  حساب کردن، خانومی کارت رو گم کرده بود. هر چقدر ما و فروشنده مغازه رو گشتیم پیدا نشد. تازه  آوینا میگفت : یه کارت دیگه بهم بدین.

خلاصه پولش رو دادیم و رفتیم سراغ خریدای بعدی. جوراب رو هم به اصرار خودش دستش گرفته بود.

خریدا رو که انجام دادیم. سوار ماشین شدیم و رفتیم سمت مغازه الکتریکی که امید لامپ بخره. هر چقدر ماشین رو گشتم جوراب شلواریش رو هم ندیدم.

بعلللله خوشکل خانوم اونو هم گم کرده بود. 

جمعه ظهر هم با خرید 2 شاخه گل رز و کادو وجه نقد رفتیم پیش مادربزرگ و مامان امید. 

آوینا گلا رو بهشون داد و روز مادر رو بهشون تبریک گفت. وای که من عاشق این کارم.

عصرش تو راه برگشت به خونه دوباره رفتیم همون مغازه و یه جوراب شلواری دیگه واسش خریدیم.

خونه که اومدیم بعد از خوردن یه لیوان شیرموز شروع کردیم به نظافت خونه. امید عزیزم این جور مواقع مگه منو تنها میزاره؟

خلاصه امید کل خونه رو جارو کشید. منم دستشویی شستم و خونه رو گردگیری کردم. بعد از تمام شدن کار خونه سریع رفت شهر محل کارش. خدا به همراش.

امید جونم تو بی نظیری. مرسی که همیشه در کنارمی. 

[ شنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۸:٠۸ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]
درباره وبلاگ

من و امید (همسر عزیزم) پیمان عشقمونو 20 مرداد ماه 85 بستیم و زندگی مشترکمونو از 22 اسفند 86 آغاز کردیم. دختر بزرگمون آوینا خانوم در تاریخ 24/01/90 پا به این دنیای زیبا گذاشت و ما را غرق در شادی کرد. دختر کوچیکمون ملینای نازنازی در تاریخ 24/10/92 به دنیا اومد و جمع 4 نفره ما رو کامل کرد.
موضوعات وب
 
امکانات وب

کد آهنگ در موزیک رضا


دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
مدل لباس