نويسندگان
لینک دوستان

آوینا سه روزه داره میره مهد جدید.

تمیزتره و به خونمون نزدیک تره. یه وقتایی میتونم پیاده برم و بیام.

آموزش رنگ و نقاشی و زبان انگلیسی رو هم به صورت تفریحی دارن.

و یه خوبیش اینه که  اتاق خواب مجزا دارن واسه بچه هایی که دوست دارن بخوابن. 

از اونجائیکه تو مهد قبلی از ساعت 1 ظهر بچه ها رو  می خوابوندن وقتی با آوی برمیگشتیم خونه، خانم خانوما قبراق و سرحال بود و میخواست همش باهاش بازی کنم. منم خسته و خواب آلود دوست داشتم فقط 10 دقیقه بخوابم که همینم امکان پذیر نبود.

اما دیروز داشتم از خوشحالی بال در میاودم. آخه خانومی تا ساعت 5  عصر مقاومت کرد و بعدش تا ساعت 7 ونیم خوابید. 

خدا کنه همیشه همین طور باشه.

دیگه اینکه زن داداشم به دلیل معالجه مادرش رفته بودن یزد و 2 هفته بود که آوی رو ندیده بود. کلی دلش واسه آوی تنگ شده بود. ما هم همین طور. 

دیشب با داداشم اومدن خونمون و شب روموندن. واسشون سالاد ماکارونی درست کردم. 

و اما یه خبر خیلی خوب. امید 8 به 8 شد. یعنی اینکه 8 روز کار و 8 روز استراحت . قبلنا 8 روز کار و 4 روز استراحت بود.

خداجونم خیلی خیلی ازت ممنونم.

[ سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٢:٤۳ ‎ب.ظ ] [ مامان آوینا ]
درباره وبلاگ

من و امید (همسر عزیزم) پیمان عشقمونو 20 مرداد ماه 85 بستیم و زندگی مشترکمونو از 22 اسفند 86 آغاز کردیم. دختر بزرگمون آوینا خانوم در تاریخ 24/01/90 پا به این دنیای زیبا گذاشت و ما را غرق در شادی کرد. دختر کوچیکمون ملینای نازنازی در تاریخ 24/10/92 به دنیا اومد و جمع 4 نفره ما رو کامل کرد.
موضوعات وب
 
امکانات وب

کد آهنگ در موزیک رضا


دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
مدل لباس