نويسندگان
لینک دوستان

یکشنبه هفته پیش از "کیش" برگشتیم. 5 روز موندیم. هوا خیلی خوب بود و حسابی خوش گذشت. از ادارمون مهانسرا گرفته بودم. خوب بود. تمیز و مجهز بود.

 اولین سفر 3 نفرمون بود.

آوینا خانومم اونجا حسابی اکتیو شده بود و یه جاهایی هم خیلی اذیتمون کرد.

 همش می خواست دست تو شنای تو ساحل بیاره و  بره تو دریا . نیست که "بندرعباس" اصلا دریا ندیده بچم واسه همین.

یه بارم که ساعت 6 و نیم شب از "بازار پردیس" برگشتیم . اینقدر تو بازار بدو بدو کرد . همش می خواست دنبال بچه های دیگه بره و مسیر مخالف ما. تا هم دستشو میگرفتیم خودشو مینداخت رو زمین و گریه میکرد. کنار پله ها دوست داشت سُر بخوره. همش می خواست تنهایی تو خیابون بدو بدو کنه.  خلاصه اصلا نشد اون روز خرید کنم.

به این نتیجه رسیدیم که صبح روز بعد امید آوینا رو نگه داره و خودم تنهایی برم بازار.

خلاصه از ساعت 9 صبح تا 2 ظهر تو بازارا واسه خودم چرخیدم و هر چی دلم خواست با خیال راحت خریدم بعد واسشون ناهار گرفتم و رفتم پیششون. امیدم تو این فاصله آوینا رو حموم داده بود و حسابی ازش عکس گرفته بود.

جاهای مختلفی رفتیم : "پارک ساحلی و بازار مرجان, رستوران سنتی پوریا همراه با موزیک زنده امیر عبداله, کشتی یونانی, قنات کاریز, شهر حریره, درخت سبز, اسکله تفریحی , کشتی آکواریوم همراه با موزیک زنده, پارک هنر, پارک دلفین, بازار پردیس, پانیذ, پدیده"

عکسا در ادامه مطلب :


کشتی یونانی :

پارک دلفین ( کروکودیل) :

پارک دلفین (باغ پرندگان) :

دلفینها :

مجسمه هایی که آدم واقعی بودند :

آوینا در بازار پردیس :

پارک ساحلی مرجان :

بازار پردیس :

قنات کاریز :

شهر حریره :

بازار پدیده :

رستوران سنتی پوریا :

 

اسکله تفریحی :

بدون شرح :

ماهی ها در کشتی آکواریوم :

پارک هنر :

[ پنجشنبه ٢ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]
درباره وبلاگ

من و امید (همسر عزیزم) پیمان عشقمونو 20 مرداد ماه 85 بستیم و زندگی مشترکمونو از 22 اسفند 86 آغاز کردیم. دختر بزرگمون آوینا خانوم در تاریخ 24/01/90 پا به این دنیای زیبا گذاشت و ما را غرق در شادی کرد. دختر کوچیکمون ملینای نازنازی در تاریخ 24/10/92 به دنیا اومد و جمع 4 نفره ما رو کامل کرد.
موضوعات وب
 
امکانات وب

کد آهنگ در موزیک رضا


دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
مدل لباس