نويسندگان
لینک دوستان

سلام دوستان.

جمعه صبح زود ساعت 30/5 من و امید و مامان و بابا و دختر عمم رفتیم حاجی*آباد بعدشم رفتیم منطقه تزرج. اونجا یه آبشاری داره که خیلی زبیاست. در واقع آب یه چشمست که در نهایت به این شکل زده بیرون.

اونجا بساطمونو پهن کردیم . مامان برای صبحانه واسمون نون محلی پخت که با مهیاوه خوردیم.

واسه ظهر هم کباب مرغ زدیم که امید و بابام زحمتشو کشیدن. کلی هم گفتیم و خندیدیم. تازه گاوها هم اونجا بهمون حمله کردن و کلی باهاشون عکس گرفتیم.

عکسا در ادامه مطلب


آبشار :

Free Photo Sharing by ThumbSnap

منظره ای از بالای آبشار :

Free Photo Sharing by ThumbSnap

امید  :

Free Photo Sharing by ThumbSnap

مامانم در حال پخت نون محلی + کباب:

Free Photo Sharing by ThumbSnap

اینم گاوهایی که با ما دوست شده بودند :

Free Photo Sharing by ThumbSnap

[ یکشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ٧:٤٤ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]
درباره وبلاگ

من و امید (همسر عزیزم) پیمان عشقمونو 20 مرداد ماه 85 بستیم و زندگی مشترکمونو از 22 اسفند 86 آغاز کردیم. دختر بزرگمون آوینا خانوم در تاریخ 24/01/90 پا به این دنیای زیبا گذاشت و ما را غرق در شادی کرد. دختر کوچیکمون ملینای نازنازی در تاریخ 24/10/92 به دنیا اومد و جمع 4 نفره ما رو کامل کرد.
موضوعات وب
 
امکانات وب

کد آهنگ در موزیک رضا


دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
مدل لباس