نويسندگان
لینک دوستان

سلام دوستان. اینم از رویدادهای هفته گذشته :

شنبه : صبح سر کار بودم ساعت ٣ رسیدم خونه . ناهار خوردم و ربع ساعت استراحت و بعد ساعت ۴۵/٣ حرکت به سمت دانشگاه. کلاس داشتیم تا ٨ شب

یکشنبه : از سر کار رفتم خونه . ناهار خوردم. خوابیدم. ساعت 7 پا شدم واسه فردا که قرار بود امید بیاد ناهار درست کردم (جغور بغور) . واسه خودمم یه مقدار برداشتم  که ببرم اداره واسه فرداظهر. چون یکسره تا 8 شب کلاس داشتیم. (دیگه ساندویچ تعطیل)

دوشنبه : از سر کار رفتم دانشگاه . امتحان ساختار فایل داشتیم. امتحانو خیلی خوب دادم. دیگه داشتیم هلاک می شدیم چون تا 8 شب کلاس داشتیم. بعد امید اومد دنبالمون. یه مقدار خرید کردیم. همش حالم داشت بد میشد تو ماشین. یه رانی خوردم بهتر شدم.

سه شنبه : زودتر از پایان وقت اداری امید اومد دنبالم. رفتیم توا*نیر خونه خواهرم اینا. یه سری از اسبابامون که خونه مامان اینا جا نشده بود رو می خواستیم ببریم خونشون بزاریم. ساعت 30/2 رسیدیم. یاسمین دختر خواهرم ماشالله خیلی شیرین زبونی می کرد. (الهی خاله فداش بشه) تا ساعت 30/6 اونجا بودیم و اومدیم خونه. امید یکم استراحت کرد و بعد آماده شد که بره سر کار. هیچوقت از دیدنش سیر نمیشم. چون هنوز نیومده باید بره.

چهارشنبه : اتفاق خاصی نیفتاد.

پنج شنبه : از سر کار اومدم خونه. ناهار + استراحت. ساعت 7 آماده شدم که برم جشن تولد اردشیر (نوه خاله امید) . مامان هم گفت منو تا خونه مادربزرگ برسون تو مسیرت. بعدش هم رفتیم دنبال مامان و خواهر امید. مامانو رسوندیم و رفتیم واسه جشن. خیلی خوش گذشت. بعدشم مامان امید اینا رو رسوندم و رفتم دنبال مامانم که از اونور رفته بود خونه عمم اینا. از اونطرف هم داداشم گفت بیا خونه دوستم تا کامپیوترو ببریم خونه. دیگه تا رسیدم خونه ساعت 1 شب بود.

جمعه : خیلی حوصلم سر رفته بود. خواهرم (مامان یاسیمن ) اومد و کلی با یاسمین نانازی بازی کردم . روحیم بهتر شد. خواهرم واسمون کیک پخت که خیلی خوشمزه شد.

پی نوشت : امید عزیزم مطمئنم به همین زودی این دوریها تموم میشه و من و تو همیشه در کنار هم می مونیم  .قلب

[ شنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ٩:٢٤ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]
درباره وبلاگ

من و امید (همسر عزیزم) پیمان عشقمونو 20 مرداد ماه 85 بستیم و زندگی مشترکمونو از 22 اسفند 86 آغاز کردیم. دختر بزرگمون آوینا خانوم در تاریخ 24/01/90 پا به این دنیای زیبا گذاشت و ما را غرق در شادی کرد. دختر کوچیکمون ملینای نازنازی در تاریخ 24/10/92 به دنیا اومد و جمع 4 نفره ما رو کامل کرد.
موضوعات وب
 
امکانات وب

کد آهنگ در موزیک رضا


دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
مدل لباس