نويسندگان
لینک دوستان

سلام به همگی و سال نو مبارکککککککک

خیلی وقته اینجا ننوشتم.

دلم خیلی خیلی واسه وبلاگ نازنینم تنگیده بود.

خبرا خیلی زیاده اما یادم نمیاد که بنویسم.

از سال نو شروع کنم که بسیار شاد و  خوب برگزار شد. واسه تحویل سال همه خونه  یکی از خواهرام (مامان یاسمین) جمع شدیم و دو تا داداشامم برنامه موزیک واسمون داشتن ( یکی سنتی با سنتور و یکیم با گیتار کلاسیک) که کلی بهمون خوش گذشت و تا دم صبح بیدار بودیم.

 

کلی عیدی گرفتیم . البته دو ساله که وقت و حس پول خشک گرفتن از بانک نیست . واسه همین بدون عیدی میریم و در نهایت از عیدی هایی که گرفتیم به بقیه عیدی میدیم.

دو تا از خواهرامم واسه سال تحویل حافظیه بودن که  تجربه و تنوع خوبی بود واسشون.

 

روز بعدشم خونه مامان امید رفتیم و ناهار اونجا بودیم. عصرشم به عید دیدنی فامیلاشون گذشت.

تو عید  قصد سفر داشتیم که به خاطر سرمای زیاد هوا با این دو تا بچه واسمون سخت میشد و کنسلش کردیم.

اما تو خود شهر و اطراف بندر رو می گشتیم تو این ایام.

امید هم رنگ آمیزی خونه رو تموم کرد . سالن رو رنگ زرد زدیم که با دکور بنفش خیلی خوب جور شد . چون مکمل بنفش زرده.

دیگه اینکه واسه سیزده بدرم از اونجایی که امید طبق هر سال سرکار بود و منم عمرا با دو تا بچه بدون امید نمی تونم گردش خارج از شهر برم همراه امید رفتم حاجی آباد.

شب بعدشم خواهرم و پسر عمم و شوهر دختر عمم اینا با خونوادشون اومدن که روز بعدش رفتیم منطقه بخوان .

خیلی هوای تمیز و خنکی داشت.

شب رو اومدیم مهمانسرا و یکی از دوستامم با شوهرش به جمعمون پیوستن.

کلی حرف زدیم و تا سه شب بیدار بودیم.

واسه سیزده بدر هم همون حوالی رفتیم و سیزدمونو بدر کردیم و بقیه هم رفتن بندر.

دو روز بعدشم از حاجی اباد حرکت کردیم به سمت ولایت پدری.

ناهار و اونجا خوردیم و از طبیعت پاک لذت بردیم و کلی از محصولات ارگانیک بابام خوردیم . بابام اونجا موند . موقع برگشت عصرش با مامانم رفتیم آبگرمی که همونجا بود و رفتیم تو آب که خیلی بهم چسبید.

 

**************************

 

و یه خبر مهم اینه که : بالاخره فکرامو کردم و دیروز رفتم اداره و نامه استعفامو نوشتم.

مدیر نبود که موافقت کنه و خبرشو هفته بعد بهم میدن.

 

اصلا هر چقدر فکر می کنم چیزی یادم نمیاد دیگه که بنویسم. 

[ پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ۱:٤٠ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]
درباره وبلاگ

من و امید (همسر عزیزم) پیمان عشقمونو 20 مرداد ماه 85 بستیم و زندگی مشترکمونو از 22 اسفند 86 آغاز کردیم. دختر بزرگمون آوینا خانوم در تاریخ 24/01/90 پا به این دنیای زیبا گذاشت و ما را غرق در شادی کرد. دختر کوچیکمون ملینای نازنازی در تاریخ 24/10/92 به دنیا اومد و جمع 4 نفره ما رو کامل کرد.
موضوعات وب
 
امکانات وب

کد آهنگ در موزیک رضا


دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
مدل لباس