نويسندگان
لینک دوستان

دختر خوشگل مامان و بابا پنج ماهه شدنت رو از صمیم قلب بهت تبریک می گیم. ایشالله جشن تولد 120 سالگیت عزیز دلم .

من و بابا امید یه عالمه دوست داریم و با کوچکترین پیشرفتت کلی ذوق زده میشیم و خدا رو شکر می کنیم.لبخند

بابا امید چون محل کارش اینجا نیست خیلی خیلی زود دلش واسه عسلش تنگ میشه. البته دلش واسه منم تنگ میشه هااااا.

راستی عزیز دلم شما پریروز برای اولین بار سرما خوردی البته خیلی جزئی بود . فقط در حد سرفه و کمی گرفتگی بینی. با عزیز (مامان من) دیروز بردیمت پیش خانوم دکتر و یه مقدار دارو بهت داد . گفت چون داری شیر مامی رو می خوری و دختر قوی هستی چیزی نیست و زود زود خوب میشی. منم داروهاتو سر وقت بهت میدم. آخه طاقت شنیدن سرفه های کوچولوت رو ندارم. بابا امیدت هم همش زنگ میزنه و حالتو میپرسه. اخه نگران دختر کوشولوشه دیگه.

  دیگه اینکه اولا فقط از سمت چپ می تونستی غلت بزنی اما الان از سمت راستم می تونی. وقتی هم غلت میزنی سریع به سمت صدا می چرخی. شیطونیات هم یه کوچولو بیشتر شده.girl_haha.gif

دیگه دیگه اینکه وقتی یه وسیله ای رو میزاریم جلوت خیلی تلاش می کنی که بهش برسی. چون هنوز سینه خیز نمیری تمام راهها رو امتحان می کنی. چند بار غلت میزنی و میچرخی تا به هدفت برسی. یه کوچولو هم دنده عقب میری.

یه اسباب بازی هم خیلی زود واست تکراری میشه . بیشتر وسایل پیچیده و صدادار رو دوست داری. فکر کنم این خصلت تمام نی نی هاست.  بیشتر عاشق صفحه کلید  کامپیوتر و کنترل تی وی و موبایل هستی ( اما موبایل تا 2 سالگی ممنوع مشغول تلفن

جدیدا وقتی باهات بازی می کنم و می خوام بخندومنت سریع تشخیص میدی و همش می خوای تکرار کنم که هی بخندی. منم همش قربون صدقت میرم جیگرم.قلب

  

 

[ جمعه ٢٥ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ٩:۳٠ ‎ب.ظ ] [ مامان آوینا ]

  

[ دوشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۸:٥۳ ‎ب.ظ ] [ مامان آوینا ]

سلامممممم. خیلی خیلی دلم براتون تنگ شده بود. 3 هفته پیش اینترنتمون قطع شد و نیم ساعت پیش وصل شد.

دخمل گلمون حسابی بزرگ شده و کلی خوردنی شده. واسه خودش خانوم شده و از حالت نوزادی در اومده. 24 مرداد واکسن 4 ماهگیشو زدیم. خدا رو شکر بازم اذیت نشد.

وزن : 6 کیلو

قد :  63.5

دور سر : 40.5

27/04/90 : برای اولین بار با  صدا خندید.اما از اون لحظه به بعد خیلی کم صدا دار می خنده.

05/05/90 : برای اولین بار کاملا غلت زد.

26/05/90 : برای اولین بار با کمک نشست.

آوینا جون ما با کمک می تونه بشینه. بابا امیدشو دیگه خوب میشناسه و  تا امید رو میبینه کمرشو سبک می کنه تا بغلش کنه. وقتی شیر می خوره همش دستش تو صورت منه. چشام ، دماغم ، دهنم . دقتش نسبت به محیط اطراف زیادتر شده و با تعجب یه چیز جدید رو نگاه می کنه.  وقتی منو میبینه سریع بهم می خنده حتی نصف شب. همش دوست داره یکی باهاش بازی کنه و واسش شعر بخونه . دستای کوشولوشو تکون میده و هی نگاش می کنه. از سبیلای 2 تا بابابزرگاشم می ترسه.

 عکسایی از تولد 4 ماهگی عسل مامان :

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

مراحل غلتیدن آوینا :

Myup Image Hosting

نشستن آوینا :

Myup Image Hosting

Myup Image Hosting

Myup Image Hosting

 سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

خوابیدن آوینا :

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

Myup Image Hosting

Myup Image Hosting

[ دوشنبه ٧ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ] [ مامان آوینا ]
درباره وبلاگ

من و امید (همسر عزیزم) پیمان عشقمونو 20 مرداد ماه 85 بستیم و زندگی مشترکمونو از 22 اسفند 86 آغاز کردیم. دختر بزرگمون آوینا خانوم در تاریخ 24/01/90 پا به این دنیای زیبا گذاشت و ما را غرق در شادی کرد. دختر کوچیکمون ملینای نازنازی در تاریخ 24/10/92 به دنیا اومد و جمع 4 نفره ما رو کامل کرد.
موضوعات وب
 
امکانات وب

کد آهنگ در موزیک رضا


دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
مدل لباس