نويسندگان
لینک دوستان

22 بهمن 29 ساله شدم. "روز پیروزی انقلاب" به دنیا اومدم. نیشخندچشمک

امید عزیزم دستت درد نکنه. قربونت برم که این هدیه ناناز رو واسم خریدی. ماچماچ

[ یکشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۸:٤۸ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]

هفته پیش یه دوره آموزشی برگزار شد.  "نابغه های کوچک آسمانی"

منم شرکت کردم.یه دوره 6 روزه بود و روزی 2 ساعت. خیلی کلاس خوب و مفیدی بود. بیشتر در مورد تقویت نیمکره راست کودک از دوره جنینی تا 6 سالگی بود.

 کودکان تا قبل از 6سالگی نیمکره راست مغزشون بر نیمکره چپشون غلبه داره . اگه تا 6سالگی نیمکره راست بچه رو با رفتارهای صحیح پر از اطلاعات کنیم بعد از 6 سالگی یه تعادلی بین این دو نیمکره بوجود میاد و باعث میشه کودک به نبوغ برسه.

خیلی از رفتارای غلط والدین در برخورد با کودکشون رو گفت و اینکه در مورد آموزش و تربیت بچمون با هیچکس رودروایسی نداشته باشیم. اول حق و حقوق بچمون رو در نظر بگیریم.

بچه ها تا 2 سالگی هر کاری می کنن حق دارن. نباید دعواشون کنیم.حتی پرت کردن وسایل. پریدن .اینا جزء رشد کودکه و از روی کنجکاویه .

به تخیل کودک اهمیت بدیم. اینقدر برای نقاشی های کودکمون الگو سازی نکنیم و نگیم اینو بکش. اونو اینجوری رنگ کن و  خورشید رو حتما زرد بکش و .... .

این بکن و نکن های بی وقت تخیل و خلاقیت بچه رو نابود می کنه.

واسه آوی یه دوره فلش کارتهای آموزشی63 روزه ریاضی + سی دی آموزش ضرب و جمع + فلش کارتهای چوبی (اشکال) رو گرفتم. محصولات متنوع و  خوبی رو داشتن. ولی فعلا اینا رو گرفتم.

بعضیا تا آموزش ریاضی و ضرب و جمع رو میشنون سریع میگن " از الآن می خوای به بچه ریاضی یاد بدی. بعد که بره مدرسه از آموزش بیزار میشه" در حالیکه اینجوری نیست.

اینا فقط برای تقویت نیمکره راسته. آموزش به این شکلی که داریم تو مدارس میشه آموزش منطقی و برای نیمکره چپ.

خاصیت نیمکره راست اینه که میتونه اطلاعات را برای طولانی مدت و با سرعت خیلی بالا  ذخیره کنه. حتی زمانیکه بچه در حال بازیه و یا داره بدو بدو می کنه و حتی چشمش به ما نیست  می تونیم آموزش بدیم.

البته کارم تو اداره یه مدته خیلی زیاد شده. آموزش های آوینا رو گذاشتم سر فرصت که خودم روحیه خوب و انرژیه توپی داشته باشم . اینجوری تاثیر بهتری داره.

امید تو این جور برنامه ها همیشه نظر مساعد داره و خیلی بهم روحیه میده تو این زمینه. تشویقای امید باعث شد که من برم کلاس.

آخه خیلی سخت بود. باید از سر کار که میومدم سریع کارای خونه رو می کردم و با خستگی زیاد می رفتم سر کلاس . ولی کلاسش اینقدر مفید بود و خانومه اینقدر زیبا و با آرامش صحبت می کرد که تمام خستگی از تنم در میرفت. البته چهره آوی و کارای خنده دارش که یادم میومد دیگه بیشتر .

[ سه‌شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]

سلامممممممم دوستای خوبم. چشمک

کلی دلم واسه اینجا تنگ شده بوددددددد.بغل احساس غریبی می کنم . نمی دونم چی بنویسم. اگه یه مدت نیای وبت میشی غریبه دیگه.  البته تمام وبلاگای بروز شده رو می خوندم تا از قافله عقب نمونم.زبان

دیر اومدنم دلیل داره هاااا.لبخند آخه خواهرم که هر ماه  عکسای آوی رو  درست می کنه به دلیل شروع امتحاناتش نتونست عکسا رو به موقع تحویلم بده. البته هنوزم امتحاناش تموم نشده.گریه رشتشون گرافیکه و پر کار و همیشه قبل از شروع امتحان باید کارای عملیشونو تحویل بدن.در نتیجه خودم دست به کار شدم و چند تا عکس از تولد 8 ماهگیشو درست کردم و تولد 9 ماهگیش هم خودم تمام عکسا رو گرفتم.خجالت البته کیکش رو هم خودم درست کردماااااا.نیشخند

برای دیدن عکسا می تونین به آدرس وبلاگ آوینا مراجعه فرمائیدددد :

http://avinayema.niniweblog.com/

 

****  تیکر جدید مربوط  به دوست خوبم فرشته می باشد و بنده مجددا باردار نمی باشممزبان

[ شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۸:٠۱ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]
درباره وبلاگ

من و امید (همسر عزیزم) پیمان عشقمونو 20 مرداد ماه 85 بستیم و زندگی مشترکمونو از 22 اسفند 86 آغاز کردیم. دختر بزرگمون آوینا خانوم در تاریخ 24/01/90 پا به این دنیای زیبا گذاشت و ما را غرق در شادی کرد. دختر کوچیکمون ملینای نازنازی در تاریخ 24/10/92 به دنیا اومد و جمع 4 نفره ما رو کامل کرد.
موضوعات وب
 
امکانات وب

کد آهنگ در موزیک رضا


دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
مدل لباس