نويسندگان
لینک دوستان

سلام . میدونم که مثل همیشه خوب خوب خوب هستین.

تمام نمره هامو اعلام کردن. از دوشنبه هم پودمان تابستون شروع شد. 8 واحد بهمون دادن. من که دوشنبه و سه شنبه رو نرفتم سر کلاس. از شانس خوبم کلاسهای دیروز و امروز و فردا هم کنسل شد. یکی از استادامون اصلا ازش خوشم نمیاد. چون هم تدریسش خیلی خیلی ضعیفه و هم دست نمرش خیلی پایینه. من حاضرم یه استاد دست نمرش پایین باشه اما خوب درس بده. فقط ادعا نداشته باشه. خیلی از دانشجوها اعتراض داشتن که این نباشه ولی دانشگاه چون استاد کم داره مجبوره ازش استفاده کنه. از یه کلاس سی و خورده ای نفر همش 7 نفر رو قبول کرده بود. نمره منم 5/11 شده بود. در واقع پاس نکرده بودم چون نمره قبولی برای ما باید 12 باشه اما گفتش که به همه 2 نمره میدم که شدم 5/13. نمره خیلی کمیه برام. ولی بازم خدا رو شکر.

اینم نمره های این ترم :

آزمایشگاه پایگاه داده : 20

پایگاه داده : 75/19

سیستم و ساختار فایل : 5/18

مباحث ویژه 1 : 5/13

جمعه برای امید کیک پنیر درست کردم. اینم عکساش : 

Free Photo Sharing by ThumbSnap

Free Photo Sharing by ThumbSnap

Free Photo Sharing by ThumbSnap

ما بندریها عاشق ماهی برشته ایم. جمعه امید برامون درست کرد : 

Free Photo Sharing by ThumbSnap

امید زود بیا دیگه. دلم واست تنگ شده. اونم از نوع شدیددددددددددد  

Free Photo Sharing by ThumbSnap

Free Photo Sharing by ThumbSnap

[ چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٩ ] [ ٦:٥۸ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]

سلامممممممممم. حالتون چطوره ؟؟؟؟؟

ما ۵ روز تعطیل بودیم . من اصلا نمی تونم یه روز کامل رو تو خونه بمونم به همین دلیل روز اول که تولد پردیس دعوت بودم. یه روز خونه خواهرم بودم . یه روز خونه اون یکی خواهرم. یه روز خونه دوستم فرشته. یه روز با همکارا رفتیم بیرون. اما امید نبود این چند روز . استراحتش از دیروز شروع میشد. کلی بدون امید دپرس شده بودم .بنابراین امید آخرین روز که دوشنبه بود رو مرخصی گرفت و زودتر اومد پیشم.

دیشب رفتیم سینما و فیلم"چهل سالگی"  رو دیدیم. فیلمش عالییییی بود. خیلی وقت بود که راضی از سینما بیرون نیومده بودیم. اما این فیلم کلی به دلمون نشست. 

Free Photo Sharing by ThumbSnap

کاش این کارگردانا بیشتر به فکر باشن و کمتر از این فیلمهای آبکی و درپیتی بسازن. سینمای ما شده اکثرا فیلمهای طنز بی محتوا. (خواهشا به کسی بر نخوره. چون این یه حقیقته)

بعد از سینما رفتیم "هیوا" و شام خوردیم. سریال فاصله ها رو اونجا نگاه کردیم. موقع برگشتن خواستیم بریم خونه خواهرم اینا که عکسا رو ازشون بگیریم, نبودن . خونه مامان اینا بودن. در واقع خونه ما. حوصلمون نشد این همه راهو دوباره بیایم و برگردیم. با اجازتون یه ۴۵ دقیقه ای کنار خونشون معطل شدیم. حوصلم سر رفته بود. امید برام بستنی شاتوت میهن گرفت. طعمش عالیییی بود. خلاصه تا عکسارو تحویل گرفتیم و یه سری امانتی ها رو بهشون تحویل دادیم و اومدیم خونه ٣٠/١ شب بود.

 *****************************

پنج شنبه شب تولد پردیس خواهرزاده عزیزم بود. الهی خاله قربونش بره.

عکسا در ادامه مطلب (رمز نداره)

دو سوال : (پلیز راهنمایی) 

* من وقتی یه مطلبی رو جدا در "ادامه مطلب" قرار میدم. موقع کلیک کردن روی "ادامه مطلب" تمام مطالب میاد.

* نمی تونم مطالب رو در "ادامه مطلب" جدا گونه رمز دارش کنم.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٩ ] [ ٧:۱٤ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]

سلاممممممممممممم

* آخ جون امتحانات این پودمانمون تموم شد. هورااااااااااااااااااااااااااااااا اتشویق

* امروز 3 ساعت پیش آخریین امتحانمو دادم. خیلی خیلی خوب بود (تلقین مثبت)زبان

* هنوز هیچکدوم از نمره هامو نزدن.

* پودمان تابستون هم بهمون میدن. یک پودمان کامل . یکشنبه هم انتخاب واحد داریم.

* استاد ریاضی پودمان یک (آقای رحیمی) 2 هقته پیش توی یه تصادف رانندگی فوت کرد. خیلی استاد خوبی بود. خدا رحمتش کنه.  با خونوادش رفته بود برای عروسیش که بعد از ماه رمضون بود، باغ انتخاب کنن که متاسفانه همشون دسته جمعی فوت می کنن. خانومش با خونوادش تو ماشین عقبی بودن و سالم موندن . ولی خانومش بیچاره شاهد مرگ شوهرش بوده. خیلی وحشتناکه. خدا نصیب نکنه. ناراحت

* پنج شنبه جشن تولد پردیس خواهر زادمه . عکساشو واستون میزارم. قلب

* ساعت کاریمون عوض شده. از ٣٠/۶ صبح تا ٣ بعد ازظهر. پنج شنبه ها هم تعطیل. یه جورایی به ضررمون شده. چون قبلنا ۴١ ساعت کار می کردیم در هفته ولی حالا باید ۵/۴٢ ساعت  کار کنیم. (گولمون زدن)  گریه

* قرار وبلاگی شنبه هم به هم خورد چون خیلی از همشهریهای عزیزمون نیستن و می خوان مسافرت برن. ایشالله به همین زودی یه وقت دیگه رو تنظیم می کنیم و هممون میریم.

* در آخر امید جان چطوری عزیزم ؟؟؟؟؟؟ خوش میگذره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ما رو نمیبینی خوشحالی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  نیشخند

[ سه‌شنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ ] [ مامان آوینا ]

سلام دوستان. امیدوارم سالروز تولد امام علی (ع) ,  روز مرد و روز پدر حسابی بهتون خوش گذشته باشه.

امید جمعه ساعت ٣٠/١٠ شب رسید. واسش کیک پختم و کلی به خاطر مدل رنگارنگش سورپرایز شد.

بعد هم یه پارچه شلواری ناناز که از فروشگاه یک کلام واسش خریده بودم بهش کادو دادم.. رنگش قهوره ای سوختست. خیلی خوشش اومد.  قرار شد هفته آینده که اومد یه پیرهن مجلسی خیلی خوشکل هم به سلیقه خودم براش بخرم البته با حضور خودش.

راستی بالاخره صابخونه نامرد ما بعد از ٣ ماه پولمونو داد.  اینکه میگم نامرده به این دلیله که آقا از وضع مالی بسیار خوبی برخوردار می باشند و چندین مغازه طلافروشی دارند. ولی به دلیل طمع کاری حاضر نمیشدن پول ما رو بدن.

بگذریم , دیروز تمام موجودیمونو یکجا جمع کردیم و به حساب ریختیم. ایشالله تا ۶ ماه دیگه یه خونه خوشکل و مامانی می خریم.

اینم کیک رنگین کمان به مناسبت روز مرد (از وبلاگ ژولیت عزیز یاد گرفتم )

http://julietgabriel.blogfa.com/

قبل از گذاشتن در فر : 

Free Photo Sharing by ThumbSnap

بعد از بیرون اومدن از فر :

Free Photo Sharing by ThumbSnap

 

Free Photo Sharing by ThumbSnap

 

Free Photo Sharing by ThumbSnap

[ دوشنبه ٧ تیر ۱۳۸٩ ] [ ٧:٢٧ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]

امید عزیزم روز مرد رو از صمیم قلب بهت تبریک میگم.

Free Photo Sharing by ThumbSnap

از اینکه تو رو دارم به خودم می بالم.

******************************

 

این جمله تقدیم به بابای خودم و بابای امید :

پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک . از صمیم قلب دوستت دارم . . . 

Free Photo Sharing by ThumbSnap

[ پنجشنبه ۳ تیر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ ] [ مامان آوینا ]
درباره وبلاگ

من و امید (همسر عزیزم) پیمان عشقمونو 20 مرداد ماه 85 بستیم و زندگی مشترکمونو از 22 اسفند 86 آغاز کردیم. دختر بزرگمون آوینا خانوم در تاریخ 24/01/90 پا به این دنیای زیبا گذاشت و ما را غرق در شادی کرد. دختر کوچیکمون ملینای نازنازی در تاریخ 24/10/92 به دنیا اومد و جمع 4 نفره ما رو کامل کرد.
موضوعات وب
 
امکانات وب

کد آهنگ در موزیک رضا


دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
مدل لباس