نويسندگان
لینک دوستان

سلاممممممممممممممم. Yah

دوستای خوبم حال و احوال شما چطوره؟؟؟؟؟؟؟

من یه هفته پیش به بیماری آبله مرغون مبتلا شدم و اصلا نفهمیدم از کی گرفتم؟؟  اولش با تب شروع شد که رفتم پیش دکتر و گفت چیز خاصی نیست و یه قرص سرماخوردگی بزرگسالان داد و گفت تا مجبور نشدی نخور. همش پرتقال و لیمو شیرین و شلغم می خوردم. خلاصه 2 روز بعدش یکم بهتر شدم و با امید رفتیم خونه خواهرم اینا. همون که عکاسه و عکسای مربوطه به دوران بارداری رو گرفتیم.  خیلی زیاد. اینقدر عکسامون ناز شده.  زمانیکه داشتم لباسامو واسه عکس عوض می کردم چند تا دونه رو شیکمم دیدم و خواهرم گفت سریع فردا برو نشون دکی بده. متفکررفتیم خونه و صبح که پا شدم دیدم رو صورتم و بدنم پر از دونست. تعجب نتونستم اداره برم. سریع رفتم دکتر و  گفت که آبله مرغونه. وای اینقدر گریه کردم .girl_cray2.gif  همش می ترسیدم نکنه خدای نکرده واسه آوینای نازم مشکلی پیش بیاد . امید هم کلی بهم روحیه میداد.  عصرش رفتیم پیش دکتر خودم متخصص زنان. معاینم کرد و صدای قلب آوینا رو هم واسم گذاشت و فشارم و وزنم رو کنترل کرد و آخرشم گفت همه چیز نرماله و چون سه ماهه دومی خدا رو شکر هیچ مشکلی واسه نی نی پیش نمیاد.connie_rockingbaby.gif وای انگار دنیا رو بهم دادن با این جمله.

خدا جون مرسییییییییییییییییییی. لبخند

یه هفته هم واسم مرخصی استعلاجی نوشت که بعد از یه هفته خوب شدم و رفتم اداره. خیلی دوران بدی بود.اوه  با این دونه هایی که روی بدنم بود روحیم خیلی ضعیف شده بود و همش تو خونه گریه می کردم.  امید و مامان و بابا کلی بهم دلداری می دادن و امید که رفت سر کار مامی جون کلی هوامو داشت.

مرسییییییی مامان گلم. ماچ

خوب بریم سراغ دخمل نازم. من و آوینا امروز (22/10/89 )  26 هفته رو تموم می کنیم و وارد 27 هفته میشیم.connie_rockingbaby.gif  دیروز با امید رفتم و یه سری آزمایشاتی رو که قبلا دکی گفته بود تو این هفته ها انجام بدم رو انجام دادم. آز دیابت بارداری و چند مورد دیگه که فردا جوابش آماده میشه. خدا کنه همه چیز نرمال باشه.لبخند

راستی دیشب شیر انبه درست کردم.  انبه رو از تابستون فریز کرده بودم . میدونستم تو زمستون هوس می کنم. امید هم خیلی خوشش اومد. خیلی چسبیددددددددد.

چقدر این پستم طولانی شد. اینم عکسایی از خریدای جدید شکلات بابا : 

ساعت دیواری + ست غذاخوری :

آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز

عروسک هزارپا + ست جغجغه :

آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز

کیسه خواب + ساک :

آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز

پد سینه + دستمال مرطوب + فین گیر + گوش پاک کن محافظ دار :

آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز

اسفنج حمام + کتاب حمام + زیرانداز :

آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز

تشک و بالش دم دستی + حوله حمام :

آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز

کتاب داستان و شعر + دی وی دی اهنگ های صوتی و تصویری کودکانه شاد :

آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز

[ چهارشنبه ٢٢ دی ۱۳۸٩ ] [ ۸:٢۸ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]

سلاممممممممممممم Hello

شاپرک مامان امروز (7/10/89) 23 هفته و 6 روزشه. connie_rockingbaby.gifدخترم حسابی بزرگ شده. الان حدودا 30 سانتی متره. هزار ماشالله .

دختر نازم خیلی بامزه تکون می خوری. الهی مامان فدای اون تکون خوردنات بشه .  در ضمن وقتی آهنگای موتزارت رو واست می زارم کلی عکس العمل نشون میدی.ماچ  شما هم مثل دایی حسین و بابا امید به موسیقی گرایش داریا.  امیدوارم یه روزی یه موسیقی دان حرفه ای بشی. البته اگه دوست داری. چشمک

امروز بابا امید از سر کار میاد. واییییییییییییی کلی دلم واسه باباییت تنگیده. In Love

یه چند روزیه که کنار خونه عزیز اینا ( مامان من) نمایشگاه کتاب باز شده. بابا امید که عاشق کتابه. خدا کنه اون کتابایی رو که خیلی دنبالشونه رو اونجا پیدا کنه.  اگه امشب وقت شد 3 نفری ( من و شما و بابا امید) میریم و کلی کتاب داستانای خوشکل واست می خریم.

دختر قشنگم یکشنبه عصر که کلاسم تموم شد رفتم بازار. البته من و شما با هم رفتیم.give_heart.gifبا همدیگه اکثر مغازه های سیسمونی رو یه سرکی کشیدیم نیشخند و یه مقدار واست خرید کردم. مامانی ببخشید که کلی خسته شدی.

اینم عکس خریدای دختر نانازم : 

 یه دست لباس مارک چیکوسایز صفر  + بلوز و شورت مارک کوشاسایز یک  :

آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز

( سورنگ داروخوری + کرم سوختگی + لوسیون + پودر مارک چیکو ) + پیش بند + شیشه شیر + جاپودری :

آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز

تشک تعویض + 2 تا پارچه واسه تعویض + قاشق حرارتی + شونه :

آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز

2 تابلوی بالا واسه اتاق خودمون و 2 تابلوی پایین واسه اتاق آوینا خانوم :

آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز

تا پست بعدی بایییییییی بای بای

[ سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩ ] [ ٩:٠٥ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]
درباره وبلاگ

من و امید (همسر عزیزم) پیمان عشقمونو 20 مرداد ماه 85 بستیم و زندگی مشترکمونو از 22 اسفند 86 آغاز کردیم. دختر بزرگمون آوینا خانوم در تاریخ 24/01/90 پا به این دنیای زیبا گذاشت و ما را غرق در شادی کرد. دختر کوچیکمون ملینای نازنازی در تاریخ 24/10/92 به دنیا اومد و جمع 4 نفره ما رو کامل کرد.
موضوعات وب
 
امکانات وب

کد آهنگ در موزیک رضا


دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
مدل لباس