نويسندگان
لینک دوستان

سلام سلام.Gemini امیدوارم مثل همیشه خوب و خوش و سرحال باشین. 

چهارشنبه ظهر که رفتم خونه امید از سر کار اومده بودHeart Smile و منم ناهار واسش کشک بادمجون درست کرده بودم. اینم عکسش :     

Image Hosting by PictureTrail.com

 اینم خوراک میگویی که هفته پیش درست کرده بودم :    

Image Hosting by PictureTrail.com

شب هم واسه شام با مامانش و 2 تا خواهراش و مبین جیگری (خواهر زاده امید) رفتیم رستوران.

5 شنبه شب هم با امید رفتیم نمایشگاه کتاب . من زیاد به کتاب و کتاب خوانی علاقه چندانی ندارم. چون تمام ابهامات زندگیمو از اینترنت پیدا می کنم .  برعکس امید عاشق مطالعه ست و اونجا کتابای مورد علاقه شو پیدا کرد و خیلی خوشحال شد. ساعت 9 هم رفتیم سینما و فیلم " حلقه های ازدواج " رو دیدیم . قبل از ورود به سینما  یه سردرد خفیفی داشتم . تو سالن سینما یه خانمی که کلی ادعای با فرهنگی می کرد, کنارم نشسته بود و مرتب داشت آدامس تو دهنش می ترکوند. وای سردردم دیگه 2 برابر شد و هیچی از فیلم نفهمیدم.منتظر با زبون بی زبونی هم هر چقدر حالیش می کردم انگار نه انگار. girl_cray2.gif  ( آی خانومی که سانس 9 ردیف 1 صندلی 16 نشسته بودی ، لطفا اول فرهنگ رفتن به سینما را داشته باش بعد برو سینما. اینقدر هم سکانس های بی مزه فیلم رو بلند بلند نخند )

 واسه شام هم سمبوسه پیتزایی خوردیم که خیلی بدمزه بود. خلاصه از شدت سردرد تا ساعت 1 ظهر جمعه خوابیدم. وقتی هم پا شدم امید رفته بود سر کار.girl_cray.gif خدا پشت و پناهش باشه.Hello

 اینم عکس جدید وبمونه . خوشکله ؟؟؟؟؟؟؟؟  ( مهر ٨٨ - باغ ارم )  

Image Hosting by PictureTrail.com

[ شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸ ] [ ٧:٠٢ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]

سلام دوست جونا.Hello حال و احوال؟؟؟؟؟؟  یهو هوس کردم آپ کنم.

خیلی خوشحالم چون امید دیروز به طرز سورپریزانه از سر کار اومد . هر چند امروز باید بره. ولی کلی با این کارش منو خشحال کرد. In Love(عاشققققققققققتم امید) . وقتی اومد یه سر رفتیم خونه مامی خودش و بعدشم مامی من. مامانم یه سبزی خورد کن گرفته بود که هر کاریش میکرد اصلا و ابدا روشن نمیشد. بقیه هم نتونستن کاری کنن. تا اینکه ما از راه رسیدیم و امید هم قلبونش برم 3سوته درستش کردماچ. بعدشم اومدیم خونه . منم شام براش خوراک میگو درست کرده بودم که خیلی خوشش اومد give_heart.gif. (عکسشو تو پست بعد میزارم) .

راستی چند وقته دارم میرم پارک بانوان. دوچرخه سواری. . من عاشق دوچرخه سواریم. هر طوری شده باید تا عید این 5 کیلو اضافه وزن رو از بین ببرم.هورا امروز عصرم دارم میرم پارک.  Yah

 اینم یه عکس از دوران عقدمون. یادش بخیر. تابستان 86 رفته بودیم مشهد. (البته صورتامونو محو کردیم)

 Image Hosting by PictureTrail.com

[ شنبه ۱٩ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]

سلام دوستان گرامی.Hello امیدوارم عذاداریهاتون قبول واقع شده باشه.

خبر اول اینکه امید وضعیت کاریش تغییر کرده یعنی قبلنا ۴ روز سرکار بود و ۴ روز بیکار بود و  پیش من بود ولی حالا ٧ روز سرکاره و همش ١ روز پیش منه .girl_cray2.gif یعنی من ٧ روز امید رو نمیبینم.  امیدوارم همین وضعیت برای رئیسشون که این دستور رو صادر کرده پیش بیاد تا بفهمه دوری یعنی چی؟؟؟؟؟؟ قهر  (الانم خیلی خیلی عصبانیم) زبان

خدا جون بازم شکرت. من جز سلامتی امید هیچی ازت نمی خوام. خداجون همیشه پشت و پناهش باش.

جمعه شب امید از سر کار اومد بغلو ٢ روز مرخصی گرفت تا بیشتر پیش من باشه.Happy Dance قلبونش برم. تاسوعا رو رفتیم دیارمون و ناهار و شام رو اونجا خوردیم و برای عاشورا اومدیم بندر. خیلی شلوغ بود و هوا هم گرم شده بود. کلی هم شربت و شیر چایی  نوش جان نمودیم.نیشخند

دوشنبه شب هم رفتیم بازار و یه جارو برقی خوچکل گرفتیم. آخه چند وقت بود جارو برقی مون خراب شده بود و دیگه کار نمیکرد. بعدشم شام رفتیم بیرون و بی خیال رژیم شدیم.  اینم عکس جاروی جدیدمون :  

Image Hosting by PictureTrail.com

[ سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸ ] [ ۸:٠٢ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]
درباره وبلاگ

من و امید (همسر عزیزم) پیمان عشقمونو 20 مرداد ماه 85 بستیم و زندگی مشترکمونو از 22 اسفند 86 آغاز کردیم. دختر بزرگمون آوینا خانوم در تاریخ 24/01/90 پا به این دنیای زیبا گذاشت و ما را غرق در شادی کرد. دختر کوچیکمون ملینای نازنازی در تاریخ 24/10/92 به دنیا اومد و جمع 4 نفره ما رو کامل کرد.
موضوعات وب
 
امکانات وب

کد آهنگ در موزیک رضا


دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
مدل لباس