نويسندگان
لینک دوستان

Image and video hosting by TinyPic

[ شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٧ ] [ ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]

[ پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٧ ] [ ٩:٤٢ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]

سلام . دلم گرفته . حوصله هیچکس و هیچ چیزی رو ندارم. دیروز عصر سر رانندگی کردن من با امید دعوامون شد.  (البته دعواهامون همیشه بیشتر از ۱ ساعت طول نمیکشه و با دلایل منطقی هر دومون حل میشه)من چون تازه کارم زود هل می کنم و امید هم همش بهم میگه وقتی بهت توضیح میدم خوب گوش بده و هول نکن. منم همش می خوام از خودم دفاع کنم. دست خودم نیست ذاتا این جوریم. تا یکی بهم بگه تو سریع واکنش نشون میدم. اشکامم که دیگه در مشکه . زود جاری میشه. کاش این جوری نبودم که زود گریم بگیره . از این اخلاقم بدم می یاد. احساس ضعیف بودن می کنم.

آخرشم امید کلی ازم معذرت خواهی کرد و من هم به اشتباهاتم اقرار کردم ولی ته دلم هنوز غصه دارم.

My Ford

 خلاصه همیشه بعد از این نمک های زندگی زن و شوهری  تا یه هفته اثرات بدی روم میزاره . افسردگی می گیرم و نه حوصله دارم برم اداره و نه خونه مامانم اینا و نه خونه هیچکس دیگه . همش می خوام خونه خودمون باشم و تنها. الانم تمام بدنم داره درد می کنه فکر کنم آنفولانزا باشه.

از همه اینها که بگذریم امید یه دنیا دوست دارم.

[ شنبه ٦ مهر ۱۳۸٧ ] [ ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]
درباره وبلاگ

من و امید (همسر عزیزم) پیمان عشقمونو 20 مرداد ماه 85 بستیم و زندگی مشترکمونو از 22 اسفند 86 آغاز کردیم. دختر بزرگمون آوینا خانوم در تاریخ 24/01/90 پا به این دنیای زیبا گذاشت و ما را غرق در شادی کرد. دختر کوچیکمون ملینای نازنازی در تاریخ 24/10/92 به دنیا اومد و جمع 4 نفره ما رو کامل کرد.
موضوعات وب
 
امکانات وب

کد آهنگ در موزیک رضا


دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
مدل لباس