نويسندگان
لینک دوستان

سلاممممممممممممممممممم.

دلم کلی واسه اینجا تنگ شده بود. بچه ها کلی وقتمو گرفتن. فقط شبا اونم دو یا سه شب می تونم بیام نت.

امیدوارم همتون خوب خوب باشین.

از خودم بگم.

عید نوروز امسال خدا رو شکر خیلی بهمون خوش گذشت. با دو تا بچه اصلا فکر نمی کردم بتونم جایی برم. اما خیلی جاها رفتیم. سه بار فقط به دیار پدریم سر زدیم که یه بارش رو خونواده امید اینا رو دعوت کردیم.

خیلی جاها هم که امید نبود با خانواده این ور و اون ور میرفتیم. سیزده بدر امسالم به رسم هر ساله آقا امید ما سر کار تشریف داشتن و با نصفی از اعضای خونوادم رفتیم و حسابی خوش گذروندیم.

دو تا عروسی رفتیم. همین الانم دارم از عروسی دختر عمم میام.

××××××××××××××××××

این روزا درگیر تدارکات تم تولد آوینا جونم هستم. البته آوینا بیست و چهارم همین ماه سه سالش شد و ملینا جونم سه ماهش. ولی چون امید سر کار بود انداختیم اوایل اردیبهشت.

همه کارای مربوط به تولد رو یک و نیم شب به بعد انجام میدم. زمانی که جفتشون خوابن. 

×××××××××××××××××××

سه ماه از مرخصی زایمانم گذشته. خونه نشینی خیلی خوبه. همش تو فکرم دیگه سر کار نرم. این جوری هم خودم از زندگی لذت میبرم هم بچه هام مامانشون پیششونه.

شاید یه مدتی بریم شهر محل کار امید. چون از انتقالی فعلا خبری نیست.

دیگه اینکه این روزا با آوینا همش خاله بازی می کنیم. یه بار مشغول خاله بازی بودیم که امید از بیرون اومد و گفت آوینا بیا حمومت کنم. وقتی از حموم اومد بهم میگه  " خانوم همسایه آقاتون منو حموم کرد" نیشخند

[ شنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ۱:۳٠ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]

سال 1393 رو به تمام هموطنانم تبریک میگم. امیدوارم سال خوبی رو پیش رو داشته باشین.

اینم هفت سین امسال ماست. از امسال تصمیم گرفتیم که ماهی رو از سفره حذف کنیم. آخه وقتی میگیریم هنوز به سیزده بدر نرسیده میمیرن و گناه دارن.

بعدشم یکی از سینای هفت سینمون کم بود. اگه گفتین چی ؟؟؟

و دیگه اینکه آجیل رو اصلا یادمون رفته بود بخرییم.نیشخند

 

بقیه عکسا در ادامه مطلب :


ادامه مطلب
[ دوشنبه ٤ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ٢:٥٠ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]

سال 92 هم با تمام خوبیها و بدیهاش یواش یواش داره تموم میشه. 

بهترین اتفاقش این بود که خدای مهربون یه دختر سالم و ناز دیگه رو بهمون داد و ما رو غرق در خوشحالی کرد.

بدترین اتفاق هم فوت مادر بزرگ . عمه و دختر عمه عزیزم بود که هنوزم باورش برام سخته

امیدوارم سال جدید ساالی سرشار از خوبیها واسه هممون باشه..

[ پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٢ ] [ ۳:٢۱ ‎ب.ظ ] [ مامان آوینا ]

ششمین سالگرد ازدواجمون مبارک.قلب

ایشالله به پای هم پیر شیم. نیشخند

22 اسفند 92

[ یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]

ساعت یک نصفه شبه. با یه دستم دارم به ملینا شیر میدم. با دست دیگم دست تو موهای اوینا میارم و انواع لالایی ها و قصه ها رو دارم واسش تعریف میکنم. چشام داره سنگینی می کنه. خیلی خسته ام. اما این دو تا خیال خوابیدن ندارن.

[ دوشنبه ٥ اسفند ۱۳٩٢ ] [ ۱:۱٤ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]

ممنونم از کامنتای پر مهرتون.

ببخشید که وقت نمی کنم جواب بدم. 

وبلاگ آوینا و ملینا بروز شد.

ادرس وبشون  در قسمت لینک دوستان هست.

 

[ جمعه ٢٥ بهمن ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]

 

الان دخترم ملینا مثل فرشته ها خوابیده.

امیدم آوینا رو برده پارک تا منم یکم استراحت کنم. خونه پر از سکوته و این آرامش رو دوست دارم.

یه وقتایی واسه مادرایی مثل من که یه وروجک و فرشته ی پر انرژی مثل آوینا دارن واقعا لازمه.

خوب برای شنیدن خاطرات زایمان می تونین به ادامه مطلب برین.

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٢ ] [ ۸:۱۱ ‎ب.ظ ] [ مامان آوینا ]

ملینای نازم, عزیز دل مامان و باباش رأس ساعت 09:53 روز سه شنبه 24 دی ماه پا به این دنیای زیبا گذاشت و ما رو غرق در خوشحالی کرد.

 

 خدای مهربونم بی نهایت ازت سپاسگزارم.

 برای دیدن عکسای بیشتر می تونین به وبلاگ ملینا جون برین.

//http://ninijoonema.niniweblog.com

[ سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ ] [ مامان آوینا ]
درباره وبلاگ

من و امید (همسر عزیزم) پیمان عشقمونو 20 مرداد ماه 85 بستیم و زندگی مشترکمونو از 22 اسفند 86 آغاز کردیم. دختر نازمون آوینا در تاریخ 24/01/90 پا به این دنیای زیبا گذاشت و ما را غرق در شادی کرد.
موضوعات وب
 
امکانات وب

کد آهنگ در موزیک رضا


دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
مدل لباس